ما همچنان هستیم...

"دلم برای اینجا تنگ شده"

این جمله ایه که این چند وقت توی بیشتر پست هام می نویسم. واقعیتی که هست ولی فعلا نمی تونم تغییرش بدم.

روزهای کودکی رایین نازنین و کیان عزیزم به سرعت در حال گذره. دو تا پسر بچه ی شیطون و بازیگوش و نیازمند به انواع مراقبت ها در کنارم نفس می کشن و بزرگتر میشن؛

زندگی انقدر روی دور تنده که حتی ثانیه ها هم ارزشمندن و بین اینهمه کار، اگر زمانی باقی باشه، دوست دارم که اون زمان، به بودن در کنار پسرها و تماشای کودکیشون بگذره..

- دوست دارم بتونم هر وعده غذای تازه بهشون بدم

- دوست دارم بتونم هر بار که طلب می کنن باهاشون بازی کنم

- دوست دارم بتونم به موقع شرایط خواب و استراحتشون رو فراهم کنم

- دوست دارم اگر وقتی باقی میمونه دوربینم رو دستم بگیرم و این لحظات گذرا رو ثبت کنم

- دوست دارم گاهی بتونم برای رایینم کیک خونگی بپزم

- دوست دارم یه وقتای خدای نکرده! بتونم یه دستی به سر و روی خونه بکشم تا کمی بوی نظم به خودش بگیرهنیشخند

- دوست دارم بتونم طی روز 5 قیقه ای استراحت کنم تا قوای کافی برای ادامه ی روز داشته باشم

- دوست دارم بتونم چند دقیقه ای رو به جلوی آینه رفتن و نگاهی به حال و روز خودم انداختن اختصاص بدم تا شبیه کوزت نباشم و روحیه م خراب نشه...

-  و هزاران چیز دیگه که دوست دارم و وقت کافی براشون ندارم!!!!!

و وقتی به همه ی اینا نگاهی میندازم می بینم عشق به این خونه ی مجازی، فعلا توی دلم بمونه بهتره، و هر از گاهی میام تا چراغش خاموش نمونه و بعد ها بتونم دوباره بهش جون بدم و رو به راهش کنم...

از پسرا توی پست بعدی می نویسم؛

فقط همینو بگم که 30 آبان کیان نازم هفت ماهه شد و چند تا عکس خوشگل ازش گرفتم... شاید بعضی هاشو توی پست بعدی بذارم آخه نرسیدم سایزشونو کم کنم هنوز! رایین هم که کلا وروجک شده و حالا حالاها افتخار عکس انداختن نمی ده!!!! به سختی هر از چندگاهی ناغافل عکسی ازش می گیریم البته به سختی!!!

این کیان کوچولوی هفت ماهه:

                          کیان 7 ماهه

                          کیان 7 ماهه

          کیان 7 ماهه

و اینهم رایین نازم که به سختی تونستم یه عکس بی هوا ازش بگیرم!!!

                           رایین نازم

 

 

/ 10 نظر / 37 بازدید
مامان شهرزاد

واي فريبا جونم واقعا داشتن دو تا فسقلي و هماهنگ كردنشون خيلي سخته واقعا بهت حق ميدم . ولي وقتي بزرگ شن كلي كيف ميكني خدا بهت قوت بده عزيزم .ولي اينجارو هيچوقت فراموش نكن يادت باشه كسايي اينجا هستن كه هميشه دوستت دارن . ببوس اين فسقليا رو. كيان خيلي ناز شده فريبا

مامان ملیناکیانا

سلام فریباجون یه خسته نباشید جانانه خدمت دوست عزیزم وقتی میبینم با این همه عشق و شوق و سرزندگی داری درمورد کارها و روزمرگی هات مینویسی بهت غبطه میخورم آخه من اون روزایی که کیانا کوچیکتر بود واقعا واسم سخت بود و همش دلم پربود و شاکی بودم از این روزگار اما حالا یکم اوضام بهتره، بچه ها بزرگتر شدن امیدوارم همیشه همینطور مامان شاد و پرانرژی ای باشی[گل][گل][قلب][قلب][قلب][ماچ] ای جان نازی چقدر شبیه همن این پسرای نازت[ماچ]

سانازی

[قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب] ای جانمممم موش موشکارو ببین بگیری این کیان ُ گاز گاز کنی[نیشخند][ماچ] چه جیگری شدههه ماشالله [ماچ]

دختری بنام اُمید!

سلام فریبای نازنینم خوبین همگی؟ منم خیلی دلتنگتونم [بغل][ماچ] چقدر قشنگ [رویا] همه این لحظات ناب و قشنگن، خوش به حالت [رویا] درسته خودم چنین توانی ندارم اما حتما لذت بخشه:) خدا قوت به مامانی مهربون دوتا وروجک دوست داشتنی [ماچ]

فراز و نشیب زندگی من و آقای یار

من بفدای شما بابات قبول دوستیم و اعتمادت بابت رمز :) هفت ماهگی گل پسرت مبارک ... من ارشیوتو کم و بیش خونده بودم ماشالله کیان با بچگیایه راین مونمیزنه :) خدا هردوتاشون حفظ کنه :)

میترا

ای جووووووونم. هر سه تاتون عشقین [قلب][قلب]

ستاره

[قلب]

مامان فهیمه

خدا قوت خانمی ایشالا سالم باشی و همیشه در کنار این دو تا وروجک خوشمزه باشی عزیزم عکساشم عاااالی شده هنرمندی خانم.[دست][قلب]

مامان ساینا و سبا

خدا حفظشون کنه ،ماشاالله چقدر بزرگ شدن[ماچ]

151 سانتی

خعلی ناسه سلام[پلک]