مرداد نود و شش

مرداد نود و شش و شش سالگی رایین؛

شش سال پر فراز و نشیب، سرشار از خاطره، حوادث خوب و بد، روزهای تلخ و شیرین، و من در تلاش برای مادر بودن، گاه موفق و گاه ناکام...

مادر بودن شاید بنظر کار ساده ای باشد، اما مادرانه زندگی کردن اصلا ساده نیست،

اینکه بتوانی در کنار مادر بودنت، خودت باشی، در کنار خودت بودن، مادر خوبی باشی، در کنار مادر خوبی بودن، پیشرفت کنی، شاد باشی، و خوب زندگی کنی...

در تلاشم برای همه چیز و هیچ چیز!!!

بدتر از همه اینکه از خودم راضی نیستم، درجا میزنم و بیشتر درگیر روزهای رفته ام تا روزهای پیش رو!!!!

*

توی آهنگی شنیدم که خواننده میگفت وقتی خاطره ها از آرزوها بیشتر میشن یعنی دل پیر شده!  فکر میکنم این روزها دلم شدیدا پیر شده، شاید خودم دل پیرم رو بیشتر دوست دارم که انقدر بهش بال و پر میدم!

این روزها بیشتر با بچه ها وقت میگذرونم اما باز یک جای کار لنگه، نیاز به برنامه ی بلند مدت و مشخصی دارم که از سردرگمی نجاتم بده، نگران گذشت روزها و از دست دادن لحظه ها هستم، در صورتی که به سادگی از دستشون میدم و متوجه نیستم...

گفتگوی درونی م تمومی نداره و کلمات توی سرم بدون هیچ توقفی میچرخن!

امیدوارم دفعه ی بعد که اینجا می نویسم کمی فکرم منسجم تر باشه و بیشتر از خودم راضی باشممژه

 

گذر روزهای مرداد

          رایین

    

/ 0 نظر / 17 بازدید