سفری بی برنامه

 بی مقدمه و ناگهانی رفتیم سفر... بعد از یک هفته کار و خستگی و تحمل گرمای شدید تهران.

سفر کوتاه و خوبی بود. یه ریسِت تمام عیار.. خواب، هوای خوب، طبیعت...

دیشب آخر وقت رسیدیم تهران. از گرما خوابم نمی برد :( کلافه ی کلافه! و از امروز دوباره روز از نو و روزگار از نو. من و کارهای همیشگی...

رایین هم تمام ِ مدت مشغول بازی و شیطنت بود و خیلی بهش خوش گذشت. دلم براش می سوزه... توی خونه خیلی حوصله ش سر میره و دیگه نمی دونیم که با چی سرگرمش کنیم...

کاش خونمون تو دل طبیعت بود؛ اما چه کنیم که نمی شه به سادگی تن به تغییر داد. و گرنه شاید می زدم به دل طبیعت، شاید اصلا می رفتم شمال! (فاطمه جون نترسی یه وقتچشمک) (زهرا شاید هم می اومدم طرف شما :))) )

خلاصه که آخر هفته ی خوبی بود. بهش نیاز داشتم واقعا...

این هم پسرک، در سفر کوتاه ِ تابستونی:

                        رایین

                      رایین

 

* پی نوشت: ممنون از دوستایی که جویای احوالم بودن.. ببخشین بی خبر رفتمبغل

 

+ سرزمین شاد

/ 14 نظر / 36 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامان اهورا

البته بگما خانواده شوهرم تركن [پلک]

ملیحهـ چگینی

برای ما که خودمون رو با کتاب و موسیقی و نت سرگرم میکنیم باز هم خونه دلگیر و خسته کنندست چه برسه به این وروجک ها شیطون که باید مدام تو آپارتمان های بی حیاط باشن ..

میترا

مسافرت خیلی خوبه مخصوصا وقتی بری توی طبیعت. ما هم اون یه روزی که شمال بودیم خیلییییییییییی خوب بود ولی حیف که کم بود. شما کجا رفته بودین شیطون بلاها؟؟[نیشخند]

نسرین مامان باران

سلام فریبا جون دلم واسه رایین تنگ شده بود . هزار تا بوسسسسسسسسسسسسسسسسسس[قلب]

دختری بنام اُمید

سلام عزیزم خوبی؟خوشی؟ همیشه به سفر و خوشی [ماچ] دلم براتون یه ذره شده بود [بغل][ماچ] چخده خوشگله تو این عکسا [ماچ]

منم!!!!!

رسیدن بخیر.... تو شمال هم همون قدر دغدغه و خستگی هست.... اینجا هم بیای همونقد روزا تکراری میشن.... واسه تفریح اومدن فرق میکنه.... اگه شمال بودی.... مث ما واسه تفریحاتت باس میرفتی کویر...[نیشخند]

الهام

من خراب این مدلیتم عشقم[فرشته][ماچ]

متين وعطيه وظهرا

ماهميشه وبلاگ رايين كوچولو ميبينيم و خيلى هم دوسش داريم[نیشخند][??