آه ای آرزوی پاک رهایی!*

رایین خوابیده؛

پوست خیاری رو که خورده بودم می چینم روی پلکام تا خنک بشن؛

و به این آهنگ گوش می کنم...

دلم می خواد رها بشم، از افکارم، از اظطراب هام، از نگرانی هام...

 

پی نوشت: حالم خوبه و جای نگرانی نیست، اما برای همه مون پیش میاد که نگران ِ مسائلی بشیم، درسته؟

* عنوان پست، مصرعی از یکی از شعرهای مشیری

/ 22 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامان اهورا

من كوشم په ؟؟؟؟؟؟؟؟

دختری بنام اُمید!

من دچار آلزایمر شدم!!! حس میکردم اینجا کامنت گذاشتم:دی ان شالله همیشه دلت آروم باشه فریبا جونم:)

مامانیه سپهر

سلام فریبا جونم. خوبی گلم؟رایین جان، نینی جوجو، آقای پدر خوب هستین؟؟ عزیزم مگه میشه فراموشت کنم عزیزم. نگو توروخدا این حرفو. مگه رمز رو بهت نداده بودم؟؟؟؟بیا خصوصی عزیزم.

زهرا (✿◠‿◠)

سلام فریبای عزیزم[ماچ] خوبی؟ اوضاع مرتب ه؟؟؟ ماشاللا رایین چه آقا شده[بغل]

نیلوفر

ایشالله همیشه خوب باشی مامان فریبا[قلب]

میترا

کجایی تو دختر؟؟؟؟

مامان گلی

فریبا جون کجایی عزیزم خوبی نگرانت شدم