دیدین چه زود برگشتم؟! هه!!!

خجالتزودمون که این باشه، وای به حال دیرمون!!! (اشاره به پست قبل)

خلاصه، ما بالاخره برگشتیم! می دونم که مخاطب هام دیگه از این نبودن ها و کم بودن های من کلافه شدن و دیگه دارن ازم قطع امید می کنن، اما چاره ای نیست، با پررویی تمام برگشتم!

چند روزی سفر بودیم، چند روزی هم درگیر، بقیه شو اینجا بخونید..

                          رایین

*دوستایی که رمز رو فراموش کردن، یا من فراموش کردم که رمز بهشون بدم، یادآوری کنن تا در اسرع وقت جهت تقدیم رمز مزاحمشون بشمنیشخند (اسرع وقتم البته دقیقا مثل همون به زودی ِ پست قبله!!!خنده)

/ 36 نظر / 39 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دختری بنام اُمید

اره انقده جالب بود شما که قربونت برم همش خواب بودی [نیشخند] رایین حوصله اش سر رفته بود و اومده بود بالای سر من بیدارم کرد باهم بازی کردیم، انقده حال داد که نگو ، بعدش دیگه شما بیدار شدی و دستشو گرفتی بردی و بقیه اش یادم نیست [خنثی] اینکه مناسبتش چی بود شما شب خونه ما بودی اینم یادم نیست!!![نیشخند] مراسم پاگشای شما و رایین خوشگلم تو خواب برگزار شد[نیشخند] ، هر وقت تشریف بیارید قدمتون روی چشم [ماچ]

فرشته ام امیرحسین

سلام چه عکسای قشنگی . منم دلم دریا خواست . انشاله همیشه به سفر و شادی .[ماچ] قسمت آخر مطلبت چی بود انشاله که مشکلی نیست [ناراحت]

فیونا

عکسا که مثل همیشه خوشگل بودند.مخصوصا اون عکسه که مهر ونشان داشت[چشمک] مورد آخر هم امیدوارم مساله خاصی نباشه وسلامتی توش باشه[ماچ]

سپیده عمه آریانا

ااااااااااااااااااااااای جون دلم 1000 ماشااله به این گل پسر دوست داشتنی و ناز . الهی همیشه خداوند حافظش باشه .[ماچ][بغل][قلب][گل]

زهرا(✿◠‿◠)

زیاد روحیه نداشتم ........ عکس آخرت سد کیف آورد م![خنده] [بغل][بغل]

مامان بهراد

عزیزززززم..الهی خاله قربون قیافه ات گل پسری...عاشق خلاقیت های مامانی ات هستم واقعا..با اون قلعه ی شنی و جای پاهای خوشگلت...