وقتی که ما، دَر شدیم!

اندر مزایای مادر بودن:

وقتی که سر ِ شب وروجکت خمیازه می کشه و تو ذوق زده می شی که شاید امشب زود بخوابه و تو بتونی:

- بعد از مدتها برای خودت یه قهوه ی درست و حسابی دم کنی و چند صفخه کتاب بخونی..

- فیلم نگاه کنی یا چند ساعتی بدون دغدغه وبگردی کنی...

- یه سری به آرشیو موسیقی ات بزنی و حال و هوایی تازه کنی..

- بدون دغدغه به خودت فکر کنی و مال خودت باشی.. اما،

زهی خیال باطل!

وروجک همچنان همان وروجک است!

- خیال خواب نداره و مدام به تو پیله می کنه..

- تلوزیون باید در اختیارش باشه و کوتاه بیا هم نیست..

- کمی مریضه و تو باید پشت سر هم پوشکش رو عوض کنی!

- به یه آهنگ خاص گیر داده و از تو می خواد که پشت سر هم براش بذاریش!

- درست همون لحظه که فکر می کنی دیگه خوابیده از جاش بلند میشه و می ره سراغ اسباب بازی هاش!

- نق می زنه، بهونه می گیره و بی قراری می کنه..

و بالاخره بعد از چند ساعت کلنجار رفتن با خودش و تو،  به خواب میره..

و تو در حالیکه چشمت به عقربه های ساعته، به این فکر می کنی که چه فکر هایی که تو سرت نبوده. اینجاست که برای جلوگیری از سرخوردگی بلند می شی تا یکی یکی به برنامه هات برسی.. اصلا بی خیال که دیگه نصفه شبه!

- دیگه حوصله ای برای دم کردن قهوه نیست، به نسکافه رضایت می دی. و البته از اونجایی که شیر تموم شده نسکافه تو با شیرخشک درست می کنی!!!

- حس می کنی که پلکات سنگین شدن، پس زمان خوبی برای کتاب خوندن هم نیست...

- از اونجایی که دیگه نصفه شبه و زمان زیادی نمی شه بیدار موند، فکر فیلم دیدن رو هم از سرت بیرون می کنی..

-موسیقی هم که ممکنه وروجک رو بیدار کنه، پس اون هم منتفیه!

- به چند خط نوشتن توی وبلاگت بسنده می کنی و درحالیکه به سختی جلوی بسته شدن چشمهاتو گرفتی، مسواک می زنی تا به خواب بری...

بعله ؛ میشه مادر باشی و چند سالی خودت نباشی و حتی دلت برای خودت تنگ بشه، اما با همه ی اینها، تنها چند ثانیه نگاه کردن به آرامش ِ وروجکت توی خواب، دنیاتو رنگی کنه و انرژی ِ لازم رو برای شروع یه روز ِ دیگه بهت هدیه کنه...

 

/ 26 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
یاس

چی نوشتی فریبا.شاید طنز آلود بود ولی اشکم در اومد از بس که دلم اینروزا خسته و گرفته ست. وروجک ببوس

نسرین مامان باران

فریبا جون خیلی خوب نوشتی حال مادرهارو همین که مادر بشی دیگه تا آخر عمر خودت نیستی چون هرچی بزرگتر بشند گرفتاری و غصه هاشون بیشتر میشه . اما داشتنشون به دنیا می ارزه [قلب]

مامان پریسا

سلام فریبا جون.خوبی خانمی؟ این پستت حرف دل تقریبا همه ی مامان هاست.واقعا گاهی دلم برای خیلی چیز ها تنگ میشه. ولی وقتی چشمم به پریسا میفته فقط خدا رو شکر میکنم که دارمش.[قلب]

فرشته ام "امیرحسین"

آره واقعا . با یه لبخندشون تموم خستگی ها پر میکشه از تنمون خداوند همه بچه ها رو سلامت نگه داره انشاله[لبخند]

زهرا (عاشقانه های مسیحا

من با تو فاصله اي ندارم ! مـثـل هـوا کـنـارت هـسـتـم ... فـقـط ، کـمـي مـرا نـفـس بـکـش " حبسم کن درون سينه ات ...! "

مامان بهراد

دوست خوبم نقاشی زیبات به دستم رسید و خیییییییلیییییییی خییییییییلیییییییییییی خوشحالم کرد ......... خیلییییییییییییییییییی زیبا بود و منو آقای همسر کلی حال کردیم و قراره قابش کنیم تا زیبا تر شه..... بازم از لطف بی پایانت ممنونم عزیز دلم ایشا الله بتونم جبران کنم....

ناهید مامان هما کوچولو

هر روزِ این وروجک ها یه دنیایی ایه و ما هر روز این سعادت را داریم که تو دنیای اونا باشیم. ولش کن دنیای خودمون رو. تو دنیای کوچیک وروجکت خوش باش. چون تا چشم به هم بزاری می بینی دنیای اونم بزرگ شده. از ابراز تسلیتت ممنونم. ایشالله در پناه خداوند سالم و محفوظ باشید.

زهرا (✿◠‿◠)

وای! دقیقناااااا[نیشخند] الهی بگردم...بچم الان خوابه.....دلم واسش تنگ شد!!!! پشت سرش حرف زدم!!![نیشخند] هی! عذاب وجدان!!!![خجالت] حالا چشم وا میکنه اولین حرفش اینه: مامان . شیر کافی میدیییییی؟[خنده] نه بابا! نمیدم!!!![نیشخند] ولی واسه این که زیاد گیر نده اداش و در میارم!!![شیطان]اونم با لذت می خوره[نیشخند] امضا : مادر نمونه!!!!!![سبز]

مامانیه سپهر

سلام فریبا جون. آخ که حرف دلمو زدی به خدا. آرزو به دلم مونده که یه بار یه غذای درست و حسابی بخورم بدون اینکه حواسم هی به بکن و نکن های سپهر باشه. آرزو به دلم مونده که یه بار زود بخوابم (زود که ساعت 12 شب باشه ها). ولی با همه ی اینها شیرینن. خیلی. ببوس رایین جونو.