آخه من واسه این پست چه تیتری بذارم؟!!!

قبلا نوشته بودم که در حال جابجایی وسایل توی خونه بودیم؟!

تو همین گیر و دار خیلی از وسایل خونه چند روزی پخش و پلا بود وسط خونه... بعد یه روز که جاروبرقی رو زدم به برق دیدم که مکش نداره... هر کاری کردیم رو به راه نشد که نشد. انگار یه چیزی توی لوله ش گیر کرده بود. ولی با هیچ چیزی بیرون نمیومد.

بگذریم؛ ما یکی دو هفته ای بدون جارو برقی مونده بودیم و خودتون تصور کنید که چه وضعی داشتیم! تا اینکه چند روز پیش باباییم اومد خونمون. با هر ترفندی که بود یه قسمت از لوله رو باز کرد و دیدیم ای دل غافل! شازده دو تا پیچ گوشتی رو که به صورت چپ و راست توی هم غفل شده بود، فرو کرده توی لوله ی جاروبرقی!!!

بیچاره جارو برقیه! خوبه که نسوخته بود!

حالا بریم سر اصل مطلب! بعد از کی دوهفته که اومدم خونه رو کامل جارو و پارو کنم، فکر می کنید از زیر مبل ها چه گنجی پیدا کردم؟!!!

این ها رو!!!

ببینید چه با افتخار بالای سر فتوحاتش نشسته!!!نیشخندخنده

         

 

پی نوشت: لازمه که یه بار دیگه به دوستای نازنینم توضیح بدم که پست هایی که با عنوان ( بین من و تو ) نوشته می شن با پست های خصوصی دیگه فرق دارن. فرقشون هم اینه که رمز این پست ها رو هیچ کس جز خودم نمی دونه. اینها پست هایی هستن که برای رایین می نویسم، شاید چندین سال دیگه رمزشونو بهش بدم، شاید هم نه...

خلاصه که خیلی از دوستان هر بار با این پست ها به مشکل برمیخورن، به همین خاطر خواستم دوباره درموردش توضیح بدم و البته معذرت خواهی کنم از اینکه نمی شه رمزشو در اختیارتون بذارم.    

پی نوشت 2: از این به بعد پست های خصوصیم با همون رمز قبلی نوشته میشهچشمک اگه فراموش کردین حتما یادآوری کنینقلب

/ 14 نظر / 38 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ستاره

من عاشق اين كاراي تو شدم.....منو به فرزندي قبول كن...[نیشخند] مخصوصا prancess ديانا......ايده ش فوق العاده بود، اما اميدوارم آينده دختره مثل prancess ديانا نشه....[نیشخند][قلب][گل]

مامان اهورا

اسم پست رو بذار فتوحات رايين [نیشخند]دقيقا جمعه گذشته با همين وضع روبه رو بودم.[پلک]

مامان بهراد

واااااااااااااااااای فریبا تازه فهمیدم که من تنها نیستم[نیشخند] زیر مبل های خونه ی ما هر چندروز به همین روز دچار میشه قربون این وروجک ناز که خیلی دوسش دارم بـــــــــــــــــــــــوس بـــــــــــــــــــــــوس بـــــــــــــــــــــــوس بـــــــــــــــــــــــوس بـــــــــــــــــــــــوس بـــــــــــــــــــــــوس بـــــــــــــــــــــــوس بـــــــــــــــــــــــوس بـــــــــــــــــــــــوس بـــــــــــــــــــــــوس [ماچ][ماچ][ماچ][بغل]

مامان گلی

فریبا جون تلفنی از کیمیا پرسیدم بهم جواب میده وقتی امدم خونه شما پیدا میکنم ولی الان نه توی دستم هست نه پشتم هست همه جارا نگاه کردم تازه مامان میترا را هم صدا میکنه شاهد میگره .بهش میگه مگرنه مامان اینجا گوشی نیست[لبخند][نیشخند]

مامان خورشيد

اي جانم. حالا خوبه آشغال خوراكي ها رو نمي فرسته اون زير ميرا كه بعد يكروز مي بيني داره تو خونه بوهاي عجيبي مياد. مورد داشتيم كه ميگما.

مامان ملیناوکیانا

چه جالب این حکایت رو ماهم تقریبا هرروزی که خونه جارو میشه داریم اما نه به این شدت[خنده] راستی عزیزم من که نتونستم پست بعدیت(یعنی اون تغییر کوچولو رو گفتم) با رمز قبلی که بهم دادی باز کنم... آیا دوباره عوض کردی؟

مامان علی کوچولو

سلام دوست عزیزم ماشالا به گل پسر ناز و شیطونت منم یه دونشو دارم البته کوچیکتره با اجازتون لینکتون کردم خوشحال میشم به ما هم سری بزنید اگرم دوست داشتید لینک کنید[شوخی][قلب]