ماجرای طبل و یه کوچولوی 21 ماهه..

قبل از اینکه شروع کنم به تعریف کردن ماجرا، بگم که کوچولوی بازیگوش ِ ما امروز 21 ماهه شد...

            رایین

                             رایین

 

اما بگم از دلمشغولی های این روزهای رایین...

یادتونه که توی  این پست  نوشتم که رایین این روزها به شدت به گروه رستاک علاقه مند شده و سعی می کنه حرکاتشون رو تقلید کنه و سازهاشونه شبیه سازی کنه؟

خب، مسئله از همینجا شروع شد...

 از اونجائیکه در قطعات این مجموعه از سازهای کوبه ای خیلی استفاده شده، توجه رایین رو خیلی به خودش جلب کرده. هر وقت طبل نواختن ِ اعضای گروه رو نشون می داد، رایین با همون زبون ِ نصفه و نیمه ش ازم می پرسید که این چیه؟

من هم جوابشو می دادم که: این طبله...

به نظرم زیاد مهم نمیومد، تا اینکه بعد از مدتی  بی بی انیشتین رو براش گذاشتم و  از قضا توی یه قسمتش یه خرس رو در حال نواختن طبل نشون می داد... ( حدودا 30 ثانیه) از این عروسکها که طبل از گردنشون آویزونه و کوک می شن. هر وقت که برنامه تموم می شد، رایین با ناراحتی روی شکمش می کوبید و می گفت: طبــ .. طبــ !!!

یه مدت ناچار بودیم که مدام فیلم رو به عقب برگردونیم تا اون قسمت ِ کارتون رو ببینه... فکرشو بکنید! 30 ثانیه به 30ثانیه مجبور باشی کنترل به دست بگیری و فیلم رو به عقب برگردونی!!!

واقعا کلافه کننده بود..

تصمیم گرفتم تا مشابه ِ اون عروسک رو براش پیدا کنم تا شاید دست از سرم برداره... عصر ِ همون روز به نزدیکترین اسباب بازی فروشی محل رفتم و این عروسک رو خریدم...

وقتی آوردمش خونه خیلی ازش استقبال کرد... کلی خوشحال شده بود و مدام می گفت طبــ طبــ ! اما خوشحالیش یک ساعت هم دووم نیاورد و این بار بهونه ی سی دی ِ محبوبش ( گروه رستاک ) رو گرفت...

اینبار همینطور که اونا رو تماشا می کرد، با طبل ِ ابداعی ِ خودم اونا رو همراهی می کرد؛ اما گاهی به دلیل خوش دست نبودن طبل ِ مذکور، کلافه می شد و بهونه می گرفت... و ما همچنان به دنبال ِ یک طبل ِ مناسب برای ایشون هستیم تا هم صدای خوبی داشته باشه و هم زود پاره نشه... نه که ایشون یه خورده خشن با وسایل برخورد می کنن، طبل های اسباب بازی براشون زیاد مناسب نیست...

این هم شازده در حال طبل نوازی:

                               رایین در حال طبل نوازی

 

 و البته  این هم فیلم ناقارا نواختن ِ رایین به تقلید از نوزنده ی گروه. (حتی حرکات سرش رو هم تقلید می کنه)

/ 30 نظر / 22 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زهرا(✿◠‿◠)

وای فریبا..... دیشب توو مرکز خرید شهرمون ....تو یه مغازه....یه پسری رو دیدم کپی رایین!باور کن![نیشخند] شاید چن ماه بزرگ تر! اینقد نازش دادم![بغل]

دُختـر ِ حـوآ

یعنی فریبا آخرسر تو من ُ اغفال میکنی سر خونه زندگیم نرفته یه نی نی بیارم [نیشخند] از بس عکسای رایین به این ُ اون نشون دادم همه میشناسنش [نیشخند]

الهام

ای جانم.عزیز دلم من فدای بندبند وجودش بشم.بچه ام هنرمندان به مامان هنرمندش رفته.خودت یه دونه بودی این جیگر طلا هم مثل خودت شده.اتفاقا خیلی شبیه بتهون و انیشتن شده.هر دوتاتون عشق من هستید.دوستون دارم[قلب]

مامان پریسا

زیباترین واژه بر لبان آدمی واژه "مادر" است زیباترین خطاب "مادر جان" است "مادر" واژه ایست سرشار از امید و عشق واژه ای شیرین و مهربان که از ژرفای جان بر می آید روزت مبارک مادر . . . [گل] البته با تاخیر[خجالت]

مامان خورشيد

واي عزيزم. چه خوش سليقه و چه خوش طبع. بهتون تبريك مي گم. چند وقت نيومده بودم چقدر تند تند داره بزرگ ميشه. ببوسش.

رادین عشق زندگی

به به اقای هنر مند شازده کوچولو خاله...حسابی دلم برات تنگ شده بود عزیز دلم....

فرشته ام "امیرحسین"

ای جان! ماشاله داره این گل پسر[ماچ]فریبا جون سال نو /روز مادر/ 21 ماهگی رایین جون . عروسی خواهرگلت مباررررررررررررررررررررررک[گل][خجالت]