مادرانه هایم برای رایین و کیان
روز نوشته هایم برای رایین و کیان، از زمانی که هنوز متولد نشده بودند، تا هر زمان که توان نوشتن در من باقی باشد 
قالب وبلاگ

رایین روی پام خوابیده... من به جاش دارم لالایی گوش می کنم؛ این لالایی رو... دلم می گیره..چقدر دلم می خواد صداشو تا ته ببرم بالا؛ نمی شه...

امروز می خواستم یه عالمه کار انجام بدم و به یک سومش هم نرسیدم! الکی حرص خوردم فقط... خیلی الکی؛ یه جوش بزرگ هم روی لپم دراومده!

 

تنها اتفاق خوب امروز دیدن خاله جونم بود... که یه سر اومد پیشم و خیلی خوشحالم کرد... کمی خندیدیم با هم و بعد دوباره یه عالمه کار نیمه تموم و من!!! از همه بدتر این بود که رایین بدخواب شده بود و نمی تونستم به هیچ کاری برسم...

رایین بیدار می شه؛ بداخلاقه و می دونم که دوست داره دوباره بخوابه.. شیشه ی شیرش رو بهش  می دم و همینطور که مشغول شیرخوردنه، دوباره خوابش می بره...

میام نت؛ پیغام های چند تا از دوستامو می بینم و کمی حالم بهتر می شه... به بعضی هاشون سر می زنم و می خونمشون. به این می رسم و بعد از خوندنش ناخودآگاه یاد این  ( پاراگراف ششم) میفتم... ناخودآگاه لبخندی روی لبم جا خوش می کنه... خدا رو شکر! چند دقیقه ای فکرهای مزاحم ازم دور می شن...

باید آهنگو عوض کنم... اما حوصله ی آهنگ شاد رو ندارم؛ همینو گوش می دم دوباره...

ببار ای نم نم باران، زمین خشک را تر کن، سرود زندگی سر کن، دلم تنگه، دلم تنگـــــه...

رایین هم قصد بیدار شدن نداره؛ خوابه ولی خوابش عمیق و آروم نیست و نمی شه بذارمش زمین.. روی پام خوابیده همچنان.. نمی تونم حتی بلند بشم و یه آبی به سر و صورتم بزنم... اما مهم نیست.. این روزا می گذرن و من حتی برای اینکه دوباره روی پام بخوابه و تکونش بدم دلتنگ خواهم شد؛ پس مهم نیست... بذار بخوابه؛ یک ساعت، دو ساعت.... همچنان تکونش می دم....

                       رایین در خواب؛ همراه با لالایی...

بعدا اضافه شد:

با کمال افتخار، و در نهایت شادی و سرور، کسب جایزه ی اسکار توسط اصغر فرهادی عزیز، برای فیلم جدایی نادر از سیمین رو به همه ی ایرانیا تبریک می گم... این اولین باره که یه فیلم ایرانی اسکار می گیره... کاش ادامه داشته باشه چنین افتخارآفرینی ها، در حالیکه اینجا خیلی هم استقبال نمی شه!...

کاش می شد به خاطرش، مثل رفتن تیم ملی به جام جهانی، رفت توی خیابونا و شادی کرد؛ اما...

برای دیدن مراسم اینجا رو کلیک کنید...

 

دو روز بعد اضافه شد:

دوست عزیزی که مسابقه ی نقاشی احساس گذاشته بودند، از نقاشیها رونمایی کردند.. در صورت تمایل اینجا رو کلیک کنید و ببینید...

[ یکشنبه ٧ اسفند ۱۳٩٠ ] [ ۸:۱۱ ‎ب.ظ ] [ فریبا ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

........«««روزنوشته هایم را به بهانه ی تو می نویسم، تا تلخی های گاه و بیگاه روزگار، در کنار شیرینی تو برایم ملس شود»»»......... رایین، به معنای خردمند و آگاه، نام بهانه ی ایجاد این وبلاگ است. او در روز سوم مرداد سال 90 متولد شد. ......... نزدیک به سه سال بعد، در تاریخ سی ام فروردین سال 93 خداوند هدیه ی دیگری به من عطا کرد که نامش را کیان گذاشتیم....... عاشقانه و به هر بهانه برایشان خواهم نوشت، از آنها، از خودم، یا حتی از دغدغه ها یا شادی هایم......
امکانات وب

  • روز مهدی
  • وبلاگ من
  • کارت شارژ همراه اول