مادرانه هایم برای رایین و کیان
روز نوشته هایم برای رایین و کیان، از زمانی که هنوز متولد نشده بودند، تا هر زمان که توان نوشتن در من باقی باشد 
قالب وبلاگ

                  

 

زندگی با یه پسر بچه ی کوچولوی شیطون بغلی کنجکاو، لایه های پنهانی داره که امروز می خوام از چند تا از این لایه های پنهان، رونمایی کنم؛

تذکر: اگر انسانهای بسیار منظبط و مرتبی هستید، این پاراگراف رو نخونید لطفا! چون ممکنه سرگیجه بگیریدهیپنوتیزم

در کنار یک کوچولوی بازیگوش که به تازگی سینه خیز رفتن رو یاد گرفته و به همه چیز چنگ میندازه، و اسباب بازیهاش در عرض دو دقیقه براش تکراری می شن و عاشق سیم و دوشاخه و کنترل و موبایله، مجبوری یه طور دیگه زندگی کنی.. یه طوری که تا الان فکرشو هم نمی کردی..

مثلا طی یک صبح تا ظهر، خونه ی شما ممکنه به این صورت در بیاد! بعد شما وقتی از شیردادن و تعویض پوشک و آوازخوندن برای نی نی و لباس عوض کردن و غذای کمکی دادن و خوابوندن و کیش پیش کردن، فارغ شدید، ممکنه جهاد کنید و همه چی رو جمع و جور کنید و جارو برقی بکشید و خونه رو به این شکل در بیارید..

البته این وضعیت تر و تمیز و مرتب اصولا خیلی طول نمی کشه.. چرا که مجبورید به خاطر نخوردن سر نی نی روی زمین سفت و سایر مسائل امنیتی، رواندازی نرم روی زمین بندازید، مثل من که از پتو استفاده می کنم.. اینجوری!

بعد اسباب بازی ها اضافه می شن، بعد رختخواب، و سایر وسایل مورد نیاز... و دوباره روز از نو، روزی از نو...

و شما در روز ممکنه لازم باشه که دو یا سه بار عملیات مرتب سازی رو انجام بدید!!

و در آخر شب، لازمه که پوشک های کثیف رو از خونه خارج کنید، وسایل مورد نیاز برای شیرخشک نی نی رو قبل از خواب آماده کنید، لباسهای کثیف نی نی رو در لباسشویی بریزید و اسباب بازیهاشو بشورید تا واسه روز بعد تمیز باشن! اینجورى!

البته ممکنه بقیه با نگه داشتن نی نی به صورت دیگه ای کنار بیان.. مثلا ترجیح بدن باهاش بیشتر سرو کله بزنن و در عوض دور و برشون کمتر ریخت و پاش بشه.. یا اینکه ببرنش بیرون و بیشتر ساعات رو بیرون از خونه سپری کنن.. یا خیلی راه های دیگه..

راستی، تجربه های جالب خودتونو در این مورد بنویسید، یا اگه عکس جالبی دارین آدرسشو تو نظرات بذارین تا بقیه هم ببینن...

 

پی نوشت: جمعه ای که گذشت رفتیم نمایشگاه کیتکس برای گرفتن جایزه.. عمو پورنگ هم برنامه داشت.. سر و صدا خیلی زیاد بود و من فکر کردم که حتما رایین بیقراری می کنه و باید از سالن بریم بیرون، اما فضول خان تا آخر برنامه رو با هیجان دنبال کرد و جایزه اش رو از عمو پورنگ گرفت.. اینم جایزه اش...

کلافه شدم دیگه نوشت: سه روزه می خوام این پست رو بذارم، نمی شه!!! آخرشم شبیه آش شله قلمکار شد! برای دونستن دلیلش هم بهتره یه بار دیگه پست رو بخونید..!

پی نوشت 2: عکس دندون بالایی رایین برای مجهول عزیز...

 

ولنتاین نوشت: شکلات... گل ِ سرخ... عروسک... عطر... عروسک هایی که دوش ِ ادکلن گرفتن... قرارهای عاشقانه...

همه ی اینا جای ِ خود، اما به نظرتون عشقی بالاتر از عشق ِ مادر به فرزند هم وجود داره؟خیال باطل

 

            

             


 

             

             

[ شنبه ٢٢ بهمن ۱۳٩٠ ] [ ۸:۳۱ ‎ب.ظ ] [ فریبا ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

........«««روزنوشته هایم را به بهانه ی تو می نویسم، تا تلخی های گاه و بیگاه روزگار، در کنار شیرینی تو برایم ملس شود»»»......... رایین، به معنای خردمند و آگاه، نام بهانه ی ایجاد این وبلاگ است. او در روز سوم مرداد سال 90 متولد شد. ......... نزدیک به سه سال بعد، در تاریخ سی ام فروردین سال 93 خداوند هدیه ی دیگری به من عطا کرد که نامش را کیان گذاشتیم....... عاشقانه و به هر بهانه برایشان خواهم نوشت، از آنها، از خودم، یا حتی از دغدغه ها یا شادی هایم......
امکانات وب

  • روز مهدی
  • وبلاگ من
  • کارت شارژ همراه اول