مادرانه هایم برای رایین و کیان
روز نوشته هایم برای رایین و کیان، از زمانی که هنوز متولد نشده بودند، تا هر زمان که توان نوشتن در من باقی باشد 
قالب وبلاگ

سالهای پیش دوست عزیزی داشتم که دیگر ندارمش...  روزهای خاکستری، انسانهای خاکستری، حوادث خاکستری، تقصیرهای خاکستری... همه ی اینها او را از من گرفتند و پس از آن، روزهایی بدون او و خاکستری...

هر گوشه از قلب انسانها، به چیزی تعلق دارد و در نبودن آن چیز، به حفره ای می ماند که هیچ چیز نمی تواند آن را پر کند... گاه به مرگ انسانها زودتر از نبودنشان عادت می کنیم... اما گاهی انسانهایی هستند که تا ابد نمی توان به نبودشان عادت کرد... کسانی که با هر بار به خاطر آوردنشان، سیل اشک از چشمانت جاری می شود و درد از دست دادنشان و خاطره ی خوبی هایشان قلبت را به درد می آورد... کسانی که هر چند شب یکبار به خوابت می آیند، کسانی که حتی نمی دانی کجایند، تمام زندگیت سرشار از نشانه های آنهاست، با شنیدن یک موسیقی، بوئیدن عطری خاص، گذر از یک خیابان خاص، حتی نوشیدن قهوه و ... به یادشان می افتی و .... آه!

برایشان می نویسی و می دانی که هرگز نمی خوانند... نوشته هایت را می سوزانی و اشک می ریزی، دلتنگ می شوی، دلتنگ می شوی، دلتنگ می شوی....

به قول حمید مصدق:

کاهش جان من این شعر من است،     آرزو می کردم،    که تو خواننده ی شعرم باشی،   راستی شعر مرا می خوانی؟    نه، دریغا هرگز...   باورم نیست که خواننده ی شعرم باشی،  کاشکی شعر مرا می خواندی...

 

این ترانه تقدیم به مخاطب این پست، گر چه می دانم که هرگز  نخواهد شنید...

 

 

پسرم؛ رایینم، به این چند دلیل دلتنگی هایم را برایت نوشتم:

- اگر روزی کسی را دوست داشتی، و دانستی که لایق دوست داشتن است، تمام تلاشت را بکن که حفظش کنی... در این راه از هیچ چیز دریغ مکن و بدان که هر چقدر از خود گذشتگی کنی، همانقدر کمتر پشیمان خواهی شد...

- اگر روزی دانستی که دوست داشتن تو به او آزار می رساند، منتظر نمان تا تو را پس بزند... باعث آزارش مشو و بگذار و بگذر.....

-هرگز برای خودت کسی را مخواه، زیبایی عشق به آن است که بدانی عشق تو به طرف مقابل انرژی می دهد... اگر عکس این باشد، هرگز خود را نخواهی بخشید..

و در آخر، هرگز مگذار  درمورد علت رفتارت در تردید بماند، همه چیز را روشن کن، تا هیچ سوء تفاهمی پیش نیاید و گره باز نشده ای در میان نباشد...

 

 

پی نوشت 1 : این روزها عجیب دلتنگم.. گویا غبار زمان هیچ چیز را از دل من پاک نمی کند...

پی نوشت 2: دلم می خواست هزاران شعر و موسیقی دیگر در این پست بگذارم... اما نمی شود...

پی نوشت 3: منظورم از دوست داشتن، همه نوع آن است.. دوست داشتن یک دوست، یکی از اعضای خانواده یا یک معشوق... فرقی نمی کند...

پی نوشت 4: می خواهم حال و هوایم را کمی عوض کنم؛ چند خطی از رایین می نویسم:

-دیشب که لپ تاپ روشن بود و من چند لحظه ای حواسم نبود، رایین به سمت آن چرخید و حدس بزنید که چه کار کرد؟!!!

اصلا فکرش را هم نمی کردم در آستانه ی 5 ماهگی شروع به فعالیت از نوع اینترنتی بکند!!! ( چقدر با دقت موس را در دست گرفته!!!)

 

                  رایین در حال خواندن وبلاگش!

 

 

 

 

 

[ پنجشنبه ٢٤ آذر ۱۳٩٠ ] [ ٤:٢٩ ‎ب.ظ ] [ فریبا ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

........«««روزنوشته هایم را به بهانه ی تو می نویسم، تا تلخی های گاه و بیگاه روزگار، در کنار شیرینی تو برایم ملس شود»»»......... رایین، به معنای خردمند و آگاه، نام بهانه ی ایجاد این وبلاگ است. او در روز سوم مرداد سال 90 متولد شد. ......... نزدیک به سه سال بعد، در تاریخ سی ام فروردین سال 93 خداوند هدیه ی دیگری به من عطا کرد که نامش را کیان گذاشتیم....... عاشقانه و به هر بهانه برایشان خواهم نوشت، از آنها، از خودم، یا حتی از دغدغه ها یا شادی هایم......
امکانات وب

  • روز مهدی
  • وبلاگ من
  • کارت شارژ همراه اول