مادرانه هایم برای رایین و کیان
روز نوشته هایم برای رایین و کیان، از زمانی که هنوز متولد نشده بودند، تا هر زمان که توان نوشتن در من باقی باشد 
قالب وبلاگ

امروز من و رایین رفتیم خونه ی یکی از دوستای رایین مهمونی..  این دوست رایین که اسمش محمده الان چهار ماه و نیمه است‌، یعنی حدود یک ماه از رایین بزرگتره...

من و مامان محمد جون، که اسمش افسانه اس، از وقتی که هنوز مدرسه نمی رفتیم با هم دوست بودیم...  شاید بعد ها این دو تا نی نی هم دوستای نزدیکی شدن، کسی چه می دونه!! مژه

اول که محمد بیدار بود و رایین خواب! بعدش رایین هم بیدار شد و کمی با هم بازی کردن.. کمی که گذشت هر دوشون آهنگ خواب زدن و شروع کردن به بهونه گرفتن! تصور کنید، دو تا کوچولوی بهونه گیر خواب آلود! چه شود! تعجب

                  محمد و رایین     

               

 

 

پی نوشت:  دیشب دوباره فیلم شبهای روشن (فرزاد مؤتمن) رو دیدم... برای چندمین بار... چرا انقدر دوسش دارم؟!!  عکسهای مربوط به فیلم رو می تونید در ادامه مطلب ببینید...

                       

                       


 

[ پنجشنبه ٢٦ آبان ۱۳٩٠ ] [ ٥:٥۳ ‎ب.ظ ] [ فریبا ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

........«««روزنوشته هایم را به بهانه ی تو می نویسم، تا تلخی های گاه و بیگاه روزگار، در کنار شیرینی تو برایم ملس شود»»»......... رایین، به معنای خردمند و آگاه، نام بهانه ی ایجاد این وبلاگ است. او در روز سوم مرداد سال 90 متولد شد. ......... نزدیک به سه سال بعد، در تاریخ سی ام فروردین سال 93 خداوند هدیه ی دیگری به من عطا کرد که نامش را کیان گذاشتیم....... عاشقانه و به هر بهانه برایشان خواهم نوشت، از آنها، از خودم، یا حتی از دغدغه ها یا شادی هایم......
امکانات وب

  • روز مهدی
  • وبلاگ من
  • کارت شارژ همراه اول