مادرانه هایم برای رایین و کیان
روز نوشته هایم برای رایین و کیان، از زمانی که هنوز متولد نشده بودند، تا هر زمان که توان نوشتن در من باقی باشد 
قالب وبلاگ

 بی مقدمه و ناگهانی رفتیم سفر... بعد از یک هفته کار و خستگی و تحمل گرمای شدید تهران.

سفر کوتاه و خوبی بود. یه ریسِت تمام عیار.. خواب، هوای خوب، طبیعت...

دیشب آخر وقت رسیدیم تهران. از گرما خوابم نمی برد :( کلافه ی کلافه! و از امروز دوباره روز از نو و روزگار از نو. من و کارهای همیشگی...

رایین هم تمام ِ مدت مشغول بازی و شیطنت بود و خیلی بهش خوش گذشت. دلم براش می سوزه... توی خونه خیلی حوصله ش سر میره و دیگه نمی دونیم که با چی سرگرمش کنیم...

کاش خونمون تو دل طبیعت بود؛ اما چه کنیم که نمی شه به سادگی تن به تغییر داد. و گرنه شاید می زدم به دل طبیعت، شاید اصلا می رفتم شمال! (فاطمه جون نترسی یه وقتچشمک) (زهرا شاید هم می اومدم طرف شما :))) )

خلاصه که آخر هفته ی خوبی بود. بهش نیاز داشتم واقعا...

این هم پسرک، در سفر کوتاه ِ تابستونی:

                        رایین

                      رایین

 

* پی نوشت: ممنون از دوستایی که جویای احوالم بودن.. ببخشین بی خبر رفتمبغل

 

+ سرزمین شاد

[ شنبه ۸ تیر ۱۳٩٢ ] [ ٥:٢٦ ‎ب.ظ ] [ فریبا ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

........«««روزنوشته هایم را به بهانه ی تو می نویسم، تا تلخی های گاه و بیگاه روزگار، در کنار شیرینی تو برایم ملس شود»»»......... رایین، به معنای خردمند و آگاه، نام بهانه ی ایجاد این وبلاگ است. او در روز سوم مرداد سال 90 متولد شد. ......... نزدیک به سه سال بعد، در تاریخ سی ام فروردین سال 93 خداوند هدیه ی دیگری به من عطا کرد که نامش را کیان گذاشتیم....... عاشقانه و به هر بهانه برایشان خواهم نوشت، از آنها، از خودم، یا حتی از دغدغه ها یا شادی هایم......
امکانات وب

  • روز مهدی
  • وبلاگ من
  • کارت شارژ همراه اول