مادرانه هایم برای رایین و کیان
روز نوشته هایم برای رایین و کیان، از زمانی که هنوز متولد نشده بودند، تا هر زمان که توان نوشتن در من باقی باشد 
قالب وبلاگ

چند روزه که خیلی می ترسی..

از همه چیز؛ مثلا گاهی شبها بیدار می شی و بعد از اینکه محکم بغلم کردی دوباره می خوابی. یا گاهی با شنیدن صدای رد شدن یه موتورسیکلت از بیرون ِ خونه، بدو بدو میای بغلم.. از صدا در آوردن ِ پرنده ها، صدای همزن، حتی از دیدن ابرهایی که روی ماه رو می پوشونن!!!! از همه ی اینا می ترسی!

وقتی با دو سه تا از دوستام درموردش صحبت کردم همه نظرشون این بود که داری با مفهوم ترس آشنا می شی و این رفتار کاملا با سنت مطابقت داره...

امیدوارم همینطور باشه، چون حیف ِ که پسر ِ شجاع مامان قلب ِ کوچیکش از روی ترس تند و تند بزنه:(

 

* پی نوشت: هر وقت می ترسی و نفس نفس می زنی، یاد روز اول به دنیا اومدنت میفتم که دکترا می گفتن نفس کشیدنت عادی نیست:(

قفسه ی سینه ت تند و تند بالا و پایین می رفت و ما خیلی نگرانت بودیم..

البته موضوع مهمی نبود، تو موقع به دنیا اومدن کمی از مایع شکمی استنشاق کرده بودی و باید تحت نظر می بودی تا اون مایع از ریه ت بیرون بیاد...

ولی برای ما همین مسئله خیلی ناراحت کننده بود و الان وقتی می ترسی و نفس نفس می زنی یاد اون موضوع میفتم و غم عجیبی به دلم می شینه...

** پی نوشت 2: جمعه ای که گذشت برای اولین بار من و بابایی دوتایی رفتیم تفریح! (البته پیش اومده که برای کاری تو رو پیش مامان جون بذاریم اما برای تفریح نه) تو هم با مامان جون و باباجون رفتی پارک.. گذشته از اینکه بعد از مدتها هیجان ِ پینت بال منو سرحال آورده بود، به تو هم خوش گذشته بود و ما هم یه خورده از اینکه یه زمانی رو فارغ از مسئولیت بچه داری گذرونده بودیم انرژی گرفته بودیم.. آخر شب که اومدی خونه دلمون خیلی هواتو کرده بود اما از اینکه احساس کردم تو هم خوش گذروندی خیلی خوشحال شدم. این یعنی اینکه بزرگتر شدی و می تونی بدون ما هم احساس خوبی داشته باشیبغل

*** پی نوشت 3: دوستای نازنینم، به خاطر تعطیلات پیش رو کمی کارهام به هم پیچیده، بابت کمرنگ بودنم عذرخواهم!

[ یکشنبه ٢ تیر ۱۳٩٢ ] [ ۱٠:۳٠ ‎ق.ظ ] [ فریبا ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

........«««روزنوشته هایم را به بهانه ی تو می نویسم، تا تلخی های گاه و بیگاه روزگار، در کنار شیرینی تو برایم ملس شود»»»......... رایین، به معنای خردمند و آگاه، نام بهانه ی ایجاد این وبلاگ است. او در روز سوم مرداد سال 90 متولد شد. ......... نزدیک به سه سال بعد، در تاریخ سی ام فروردین سال 93 خداوند هدیه ی دیگری به من عطا کرد که نامش را کیان گذاشتیم....... عاشقانه و به هر بهانه برایشان خواهم نوشت، از آنها، از خودم، یا حتی از دغدغه ها یا شادی هایم......
امکانات وب

  • روز مهدی
  • وبلاگ من
  • کارت شارژ همراه اول