مادرانه هایم برای رایین و کیان
روز نوشته هایم برای رایین و کیان، از زمانی که هنوز متولد نشده بودند، تا هر زمان که توان نوشتن در من باقی باشد 
قالب وبلاگ

تقریبا نیم ساعتی میشه که پشت سرهم به این آهنگ گوش می دم... یه جورایی حالمو زیرو رو می کنه، و البته دوسش دارم...

اما اون چیزی که این روزا بیشتر منو تحت تاثیر قرار داده، خودمم... شاید بهتر باشه اینجا رو بخونید...

 

اما بگم از این وروجک ِ یکسال و سه ماه و نیمه!

 باید بگم که آمار خرابکاری هاش به شدت بالا رفته. یکیش همین دیشب تو مهمونی، تو یک لحظه و بدون آمادگی قبلی ظرف ِ میوه ی صاحبخونه رو شکست!! خیلی وحشتناک بود! یعنی من و کل ِ خانواده اینجوری شدیم: خجالتخجالتخجالتاوهاسترس

یکی دیگه ش هم گوشی اینجانب بود! باورتون نمی شه ولی یه لحظه حواسم نبود و وقتی نگاش کردم دیدم لاشه ی گوشیم دستشه، سریع سرهمش کردم و وقتی روشنش کردم گوشیه هیچ عکس العملی نشون نداد! باتریشو باز کردم و دیدم که پشتش خیس ِ آبه! نمی دونم چی کارش کرده بود ولی به گمانم سوخت!!! فعلا که رفته برای تعمیرات و من از این تکنولوژی ِ عظیم الجثه و پیر استفاده می کنم!

و البته اگه بخوام دونه دونه خرابکاریهاشو بشمرم زیاد میشه. اما نمی دونم وقتی از این سن شروع به همچین حرکاتی کرده، تا چند سال ِ دیگه چطوری میشه؟!!!!سوال

و اما علایق ِ جدید ایشون عروسک بازی ، بازی با حلقه های هوش ، نگاه کردن به شکل حیوونها تو کتاب و خیلی چیزهای دیگه س...

و البته بیرون رفتن... یعنی کلا عاشق ِ جابه جاییه و یه جا دووم نمیاره، هر جا که بریم زود حوصله ش سر می ره و دوست داره بره جای دیگه! این اخلاقش البته یه خورده مثل خودمه!!!

نگاه چه ذوقی داره موقع ِ بیرون رفتن از خونه!

                         رایین

 

این هم رایین بعد از دومین اصلاح ِ مو: ( رو زمین که پیداش نمیشه، باید رو مبل و میز و اپن آشپزخونه ازش عکس بگیریم!!!)

                        رایین با موی کوتاه

فکر کنم کشتی هاش غرق شدن! همچین که رفته تو فکر!

 

* پی نوشت: جدیدا غلط های املایی تو پست هام زیاد شده. اینو بذارید به حساب ِ اینکه وقت دوباره خونی ِ پست ها رو ندارم و سعی می کنم تند و تند تایپ کنم و زود به بقیه ی کارهام برسم. البته اگر ببینم سعی می کنم تصحیح کنم اما اگر نرسیدم دیگه چاره ای نیست، شما به بزرگی خودتون ببخشید.

* پی نوشت 2: یکی از شبکه ها توی یه برنامه ی 1ساعته داشت یکسره کلیپ های گروه A BB A رو نشون می داد، با اینکه قدمت این گروه از سن من بیشتره، اما خیلی حس خوبی نسبت به آهنگاشون دارم؛ با دیدن ِ کارهاشون حس و حال ِ کسی رو پیدا کردم که به دوران ِ جوونیش برگشته و داره به آهنگای خاطره برانگیزش گوش میده! تا این حد من ِ درونِ من پیره یعنی!!!

* پی نوشت 3: رفتن ِ اون چیزی که می تونستی نگهش داری، اما گذاشتی بره، ناراحتت می کنه، اما هیچ وقت پشیمونت نمی کنه...

* پی نوشت 4: می دونم که اینجا رو نمی خونی اما، تولدت مبارک... دوست داشتم اینو بنویسم؛ چون هیچ جای دیگه ای برای گفتنش وجود نداشت. این تبریک برای تویی که هیچ وقت نتونستم اونطور که شایسته ش بودی، برات باشم...

[ شنبه ٢٠ آبان ۱۳٩۱ ] [ ۱:٥٦ ‎ق.ظ ] [ فریبا ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

........«««روزنوشته هایم را به بهانه ی تو می نویسم، تا تلخی های گاه و بیگاه روزگار، در کنار شیرینی تو برایم ملس شود»»»......... رایین، به معنای خردمند و آگاه، نام بهانه ی ایجاد این وبلاگ است. او در روز سوم مرداد سال 90 متولد شد. ......... نزدیک به سه سال بعد، در تاریخ سی ام فروردین سال 93 خداوند هدیه ی دیگری به من عطا کرد که نامش را کیان گذاشتیم....... عاشقانه و به هر بهانه برایشان خواهم نوشت، از آنها، از خودم، یا حتی از دغدغه ها یا شادی هایم......
امکانات وب

  • روز مهدی
  • وبلاگ من
  • کارت شارژ همراه اول