مادرانه هایم برای رایین و کیان
روز نوشته هایم برای رایین و کیان، از زمانی که هنوز متولد نشده بودند، تا هر زمان که توان نوشتن در من باقی باشد 
قالب وبلاگ

بغض داشتم دیشب، خیلی پر درد، سرشار از دلهره، برای این فرشته ی کوچولو، که دیشب تو خونه نبود و روی تخت بیمارستان شبو صبح کرد... :(

خیلی اتفاقی مسیرم به این وبلاگ رسید و موسیقیش باعث ترکیدن بغضم شد...

چقدر درد داره شنیدن ِ صدای پر از درد ِ یه پدر پشت ِ  تلفن، وقتی داییم گوشی رو برداشت و صداشو شنیدم، شکستم از دردش...

چقدر سخته که خودتو جای مادری بذاری که کوچولوی یک ماهشو از خونه ی گرم و نرمش برده تو بیمارستان، و منتظر ِ یه آزمایش ِ لعنتیه، تا دلش آروم بگیره... تا نگرانی و دردش فروکش کنه...

من که حتی جرات شنیدن صداشو نداشتم...

هنوز چشمای پر از دلواپسی ِ داییم جلوی چشمامه...

 

اما،

دیشب مراسم ِ اسم گذاری ِ یه فرشته ی کوچولوی دیگه بود، آتنا ، دختر خاله ی عزیزم...

کوچولوی خوشگلی که سه شنبه ی گذشته، دوم آبان به دنیا اومد...

                            آتنا کوچولو

ببخش بابت تاخیرم آتنای عزیزم..

ببخش که پست ِ تبریک ِ تولدت بغض داشت،

ببخش که تو مراسم ِ نامگذاریت، همه مون بغض داشتیم...

و دعا کن برای پسردایی ِ کوچولوت، تا جواب ِ آزمایشش خوب باشه و دل همه مون آروم بگیره...

 

توضیحات: محمد صدرا کوچولو دوشبه که به علت کم خونی تو بیمارستانه، و همه مون منتظر جواب آزمایشی هستیم که مشکل خاصی رو نشون نده و ما بتونیم این فرشته ی ناز رو تو خونه، کنار مامان و بابا و آبجی ِ نازش ببینیم... براش دعا کنید لطفا...

[ چهارشنبه ۱٠ آبان ۱۳٩۱ ] [ ۳:٠٢ ‎ق.ظ ] [ فریبا ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

........«««روزنوشته هایم را به بهانه ی تو می نویسم، تا تلخی های گاه و بیگاه روزگار، در کنار شیرینی تو برایم ملس شود»»»......... رایین، به معنای خردمند و آگاه، نام بهانه ی ایجاد این وبلاگ است. او در روز سوم مرداد سال 90 متولد شد. ......... نزدیک به سه سال بعد، در تاریخ سی ام فروردین سال 93 خداوند هدیه ی دیگری به من عطا کرد که نامش را کیان گذاشتیم....... عاشقانه و به هر بهانه برایشان خواهم نوشت، از آنها، از خودم، یا حتی از دغدغه ها یا شادی هایم......
امکانات وب

  • روز مهدی
  • وبلاگ من
  • کارت شارژ همراه اول