مادرانه هایم برای رایین و کیان
روز نوشته هایم برای رایین و کیان، از زمانی که هنوز متولد نشده بودند، تا هر زمان که توان نوشتن در من باقی باشد 
قالب وبلاگ

دیدین تا به حال بابایی از سر ناچاری به بچه ش نان بده؟

خب بابای من از اون باباهاس...

الان می گم منظورم چیه؛

راستش حدودا یک ماه پیش، ذخیره ی شیر خشک من تموم شد. همون موقع بود که بابا رفت داروخونه تا برای پسرش شیرخشک بخره، تا بخورم و قوی بشم...

اما بابا وقتی که از داروخونه اومد بیرون دستش خالی بود!

سوار ماشین شد و رفت یه داروخونه ی دیگه، باز هم وقتی اومد بیرون دستش خالی بود!

و یه داروخونه ی دیگه، و چندین و چند داروخونه ی دیگه، و باز هم همون داستان: بابا با دست خالی!....

صبح روز بعد، بابا و مامان از داروخانه های زیادی سراغ شیرخشک منو گرفتن، اما دریغ از یه قوطی!... بعد از پرس و جوهای زیاد، متوجه شدن که فعلا شیر خشک ببلاک پیدا نمی شه، و اگر هم دوباره بیارن، قیمتش میشه 9000 تومان!!!

چند ماه پیش بابا می خریدش 5200، یکی دو ماه پیش قیمتش شد 7000تومان و الان هم که نیست و اگر هم بیاد 9000تومان! هیپنوتیزم

این شد که بابا که از پیدا کردن شیر ببلاک ناامید شده بود، رفت و برای من نان3 خرید، و بدینگونه بود که بابا به اجبار نـان داد!

             شیر خشک نان

 

اما مشکل به همینجا ختم نشد؛ مشکل ِ دوم مامان و بابا پوشک بود!

وقتی من به دنیا اومدم، پوشک ایرانی و خارجی تقریبا هم قیمت بودن، با یه اختلاف قیمت جزیی، و از اونجایی که پوشک های خارجی یه خورده بهتر بودن و جذبشون بالاتر بود، مورد انتخاب مامان قرار گرفت...

اما خب یهو اجناس ِ خارجی کمیاب شدن و به شدت گرون!

و البته هر مارکی هم پیدا نمی شد! و ما مجبور شدیم که هر بار مارک های مختلف رو امتحان کنیم!

پوشکی که موقع ِ به دنیا اومدن ِ من بسته ای 15000 تومان بود، الان شده 46000تومان!!! و البته یه نوع ِ دیگه ای از پوشک که مامان گاهی برام استفاده می کرد، الان شده 58000تومان!

خودتون حساب کنید، یک بسته ی 48تایی، 54 هزار تومان! یعنی هر عدد 1200تومان، و این مقدار برای 9 روز ِ من کافیه! یه کم وحشتناک نیست؟!

اما معضل اصلی اینجا بود که من به پوشک های ایرانی حساسیت نشون می دادم و دچار سوختگی می شدم، حالا چاره چی بود؟!

مامان پوشک های قبلی منو جدا کرد، و یه سری پوشک ایرانی که کیفیتش از بقیه بهتر بود برام خرید، روزهای اول روزی یه دونه از پوشک های جدید استفاده می کرد، و همینطور به مرور تعدادشو بیشتر می کرد...

و الان من طی ِ روز از پوشک های ایرانی استفاده می کنم و پوشک های قبلی برای خواب و بیرون از خونه استفاده میشناز خود راضی

بله؛ اینجوری شد که الان من 4 مدل پوشک دارم!

ولی خب دیگه این آخرین ذخیره های پوشک خارجیه و مامان تصمیم داره که دیگه فقط برام پوشک ِ وطنی بخره؛ خیلی هم خوب، خیلی هم عالی!  (همون اولیه از سمت چپ؛ بقیه هم که به ترتیب دارن از رده خارج می شن...)

            پوشک

 

 

[ سه‌شنبه ٩ آبان ۱۳٩۱ ] [ ٢:۱٦ ‎ق.ظ ] [ فریبا ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

........«««روزنوشته هایم را به بهانه ی تو می نویسم، تا تلخی های گاه و بیگاه روزگار، در کنار شیرینی تو برایم ملس شود»»»......... رایین، به معنای خردمند و آگاه، نام بهانه ی ایجاد این وبلاگ است. او در روز سوم مرداد سال 90 متولد شد. ......... نزدیک به سه سال بعد، در تاریخ سی ام فروردین سال 93 خداوند هدیه ی دیگری به من عطا کرد که نامش را کیان گذاشتیم....... عاشقانه و به هر بهانه برایشان خواهم نوشت، از آنها، از خودم، یا حتی از دغدغه ها یا شادی هایم......
امکانات وب

  • روز مهدی
  • وبلاگ من
  • کارت شارژ همراه اول