مادرانه هایم برای رایین و کیان
روز نوشته هایم برای رایین و کیان، از زمانی که هنوز متولد نشده بودند، تا هر زمان که توان نوشتن در من باقی باشد 
قالب وبلاگ

دیروز از اخبار ِ سراسری ِ تلوزیون شنیدم که سرانه ی مطالعه ی هر ایرانی به 79 دقیقه رسیده.. این عدد ِ خیلی بالایی نیست اما به نظرم اومد که همین هم خیلی واقعی نیست؛ همینطور اعلام کرد که 35 درصد مردم ما اصلا مطالعه ندارن و خب این دیگه خیلی وحشتناکه!..

راستی راستی چی شده که ما الان اینجوری هستیم؟ تو همه ی نظر سنجی ها من دیدم و شنیدم که مردم می گن وقت نداریم، اما خب من همین مردمو می بینم که مهمونی های بی دلیل و کسل کننده می گیرن، بی هدف خرید می رن، برنامه های آبگوشتی ِ تلوزیون رو به زور نگاه می کنن، ساعتهای طولانی گیم بازی می کنن، ساعتها چت می کنن، و به هزار و یک شکل مختلف وقت ِ خودشون رو پر می کنن، اما اگه فقط چند خط مطالعه کنن، سریع خمیازه کشیدن هاشون شروع میشه!

از این بدتر اینه که وقتی آدمو در حال ِ خوندن ِ کتاب می بینن مدام سئوال های عجیب و غریب می پرسن که چی می خونی و چی یاد می گیری که می خونی و ...  و غالبا هم ادبیات و داستان و اینجور چیزها رو چرت و پرت خطاب می کنن!...

ببینید نمی خوام الکی سخنرانی کنم یا بگم خیلی اهل ِ فلانم و از این حرفا، اما ما تو این دنیای مجازی جمع شدیم که کار ِ فرهنگی بکنیم، درسته؟ خب تشویق به مطالعه هم یه جور کار ِ فرهنگی محسوب میشه دیگه، اینطور نیست؟

خب پس من می خوام از این به بعد با عکسای جالب و وسوسه بر انگیز ( البته اگه از پسش بربیام و در حد ِ توانم) و تکه های جذابی از بعضی از کتابها، دوستامو به کتابخونی تشویق کنم. اونایی که موافقن اعلام کنن...

باور کنید ارزشش رو داره، به قول ِ سوزانا تامارو: کار ِ کتاب اینست که دنیا را بگردی، بدون ِ اینکه یک وجب از جایت تکان بخوری...

امروز یه کتاب ِ خیلی کم حجم و سبک رو انتخاب کردم که به نظرم برای شروع بد نیست. کتابی که خوندن هر کدوم از داستان هاش حتی 5 دقیقه هم طول نمی کشه...

بیایم با خودمون صادق باشیم، همه ی ما، حتی پر مشغله ترین هامون، بین ِ کارهامون 5 دقیقه وقت داریم که، نداریم؟!

            افسانه های کوچک چینی

داستان ِ کوتاهی از کتاب در ادامه ی مطلب

 

پی نوشت: هیچ دوستی ملزم به گذاشتن ِ کامنت نیست، کامنتدونی برای تبادل ِ نظر و ابراز ِ دوستی هاست... خیلی وقتا در مورد ِ بعضی از پست های همدیگه نظر ِ خاصی نداریم، پس اشکالی نداره اگه همدیگه رو گاهی خاموش بخونیم؛ خاموش یا روشن، وقتی میاین اینجا مهمون ِ من هستید و من همه تون رو دوست دارم...


کور و شل

کوری و شَلی در کنار یکدیگر می زیستند.

راهزنان ِ آدمکش به جان ایشان تاختند. کور شل را به دوش گرفت و شَل راه را به او نشان داد. و بدین گونه هر دو گریختند..

با اتکا به توانایی های یکدیگر از هر مانعی می توان گذشت..

                                                                             هوئه ی- تان - تسه

[ شنبه ۸ مهر ۱۳٩۱ ] [ ٢:۱٧ ‎ق.ظ ] [ فریبا ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

........«««روزنوشته هایم را به بهانه ی تو می نویسم، تا تلخی های گاه و بیگاه روزگار، در کنار شیرینی تو برایم ملس شود»»»......... رایین، به معنای خردمند و آگاه، نام بهانه ی ایجاد این وبلاگ است. او در روز سوم مرداد سال 90 متولد شد. ......... نزدیک به سه سال بعد، در تاریخ سی ام فروردین سال 93 خداوند هدیه ی دیگری به من عطا کرد که نامش را کیان گذاشتیم....... عاشقانه و به هر بهانه برایشان خواهم نوشت، از آنها، از خودم، یا حتی از دغدغه ها یا شادی هایم......
امکانات وب

  • روز مهدی
  • وبلاگ من
  • کارت شارژ همراه اول