مادرانه هایم برای رایین و کیان
روز نوشته هایم برای رایین و کیان، از زمانی که هنوز متولد نشده بودند، تا هر زمان که توان نوشتن در من باقی باشد 
قالب وبلاگ

الان که دارم می نویسم ساعت دوی نصفه شبه. دارم این آهنگو گوش می دم... ( ملیحه یاد ِ تو میفتم هر وقت اینو می شنوم) رایین بعد از کلی شیطنت و بازیگوشی  انقدر اینور و اونور غلتید تا بالاخره خوابش برد؛ این روزها دیرتر می خوابه و البته بازیگوش تر شده... وقتی که خوابش می بره احساس می کنم رفتم مرخصی و می تونم چند دقیقه ای رو به خودم اختصاص بدم! وقت آزادم خیلی خیلی کم شده، به هیچ برنامه ای نمی رسم و یه دنیا کار ِ عقب افتاده تو دستم باد کرده! حتی خونه های مجازیم هم دارن خاک می خورن...

بگذریم؛

تو هفته ای که گذشت مهمونی و رفت و آمد زیاد داشتیم؛ یکیش عروسی ِ پسر عمه ی بابا امیر بود که پنج شنبه برگزار شد... رایین هم سنگ ِ تموم گذاشت و تا ساعت ِ چها صبح یک بند حرکات ِ موزون انجام داد، البته به شیوه ی خودش...خیلی آروم و زیرپوستی!

اینجا دیگه خسته شده و نشسته تا نفسی تازه کنه!

                        رایین

 

دومیش هم تولد ِ دایی متین بود... که البته دو روز جلوتر گرفته شد... اونجا هم کم نذاشت و تا می تونست بازی و شیطونی کرد...

این هم از ناخونک زدنش به کیک!

                       رایین

                       رایین

                   متین جونم تولدت مبارک

 

سومین مناسبت ِ این روزها هم این بود...

 

 

حالا دونستید که چرا انقدر درگیر بودم این روزها؟ البته هنوز هم هستم؛ درگیر و البته سردرگم... تغییرات ِ زیادی هم داشتم این روزا... مثلا وزنم تو سراشیبی قرار گرفته و طبق ِ آخرین آمار به 53 کیلو رسیدم! دیگه فقط لباسام دیده میشن!باید یه فکری به حال ِ خودم بکنم؛ طبق ِ منحنی باید الان 57 کیلو باشم... البته فکر کنم در این مورد باید از نوشین مشاوره بگیرم، هر چی که هست باید یه فکری به حال ِ خودم بکنم...

سعی می کنم امروز بیام پیش همتون... دلم براتون تنگ شده...

 

 برم بخوابم دیگه! داره صبح میشه!!!

 

 

[ یکشنبه ۱٩ شهریور ۱۳٩۱ ] [ ۱:۱٢ ‎ق.ظ ] [ فریبا ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

........«««روزنوشته هایم را به بهانه ی تو می نویسم، تا تلخی های گاه و بیگاه روزگار، در کنار شیرینی تو برایم ملس شود»»»......... رایین، به معنای خردمند و آگاه، نام بهانه ی ایجاد این وبلاگ است. او در روز سوم مرداد سال 90 متولد شد. ......... نزدیک به سه سال بعد، در تاریخ سی ام فروردین سال 93 خداوند هدیه ی دیگری به من عطا کرد که نامش را کیان گذاشتیم....... عاشقانه و به هر بهانه برایشان خواهم نوشت، از آنها، از خودم، یا حتی از دغدغه ها یا شادی هایم......
امکانات وب

  • روز مهدی
  • وبلاگ من
  • کارت شارژ همراه اول